X
تبلیغات
رایتل
کهکشان آرمین
آموزش زبان ترکی استانبولی
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 22574






چت روم

دریافت کد بازی آنلاین تصادفی





کد تقویم




دریافت کد در بهاربیست




ابتدا نیت کنید

سپس برای شادی روح حضرت حافظ یک صلوات بفرستید

.::.حالا کلید فال را فشار دهید.::.

برای گرفتن فال خود اینجا را کلیک کنید
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

آرشیو وبلاگ
خرداد 1390
اسفند 1389


 
جمعه 13 اسفند‌ماه سال 1389 :: 03:58 ب.ظ :: نویسنده : آرمین

Mustafa kemal atatürk sadece türkÇe sevenler iÇin
1881-1938

 

فرد با ذکاوت کسی ست که وقتی اندیشه و اعمالی که در آینده مورد قبول عموم واقع خواهد شد را برای بار اول مطرح کرد همگان او را دیوانه انگارند/ آتاترک....

مصطفی کمال آتاترک به تعبیر سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد یونسکو، الگوی شرافت برای تمامی عالم بشریت محسوب می شد. وی در عین حال دارای شخصیتی فوق العاده بود.

اولین قانون اساسی ترکیه در حال مذاکره بود. یکی از نمایندگان متعصب مجلس که حقوقدان بود برای اینکه آتاترک را در وضعیت دشواری قرار دهد، از وی پرسید: قصد تاسیس چه سیستمی را دارید؟ نمونه این سیستم را در هیچ کتاب حقوق نخواهید یافت. آتاترک در مقابل این سوال که با صدای بلند پرسیده شده بود با ملایمت پاسخ داد: همه طرق و شیوه ها بایستی بمورد اجرا گذاشته شده و آزموده شود. پس از این تبدیل به اصل و قانون خواهد شد.

آتاترک که پس از این جواب مدتی سکوت کرده بود نگاهی نافذ به نماینده مذکور انداخته و با لحنی محکم گفت: پس از اینکه من این سیستم را تاسیس کردم شما آن را در کتاب بنویسید.

یکی دیگر از خصوصیات آتاترک این بود که پیوسته کسی را سوال پیچ و آزمایش نمی کرد. روزی بر سر سفره، آتاترک را که خوشحال بود به آزمایش کشیدند. یکی از دوستانش پرسید: لطفا بگویید شخص داهی و با ذکاوت کیست؟

آتاترک بدون تردید و بی آنکه از این آزمایش دلگیر شود جواب داد: فرد با ذکاوت کسی ست که وقتی اندیشه و اعمالی که در آینده مورد قبول عموم واقع خواهد شد را برای بار اول مطرح کرد همگان او را دیوانه انگارند.

آتاترک علاوه بر دارا بودن شخصیتی فوق العاده از شعور استراتزیک اعجاب انگیزی نیز برخوردار بود. روزی قرار بود با انگلیسی ها دیداری صورت گیرد. یکی از مقامات انگلیسی جهت انجام این دیدار به ترکیه می آمد. ولی سفیر انگلستان مخالف امضا قرارداد با انگلستان در این دیدار بود. از طرف دیگر برگزاری این نشست بدون دعوت از سفیر انگلستان غیر ممکن بود. در صورت دعوت نیز واکنش منفی سفیر می توانست ایجاد خلل نماید. مسئولین معمولا به هنگام چاره اندیشی در چنین مواقعی به آتاترک مراجعت می کردند. اینبار نیز نزد وی رفته و به شرح وضعیت پرداخته و گفتند: امرتان چیست، چه باید کرد؟ آتاترک پاسخ داد: این جلسه را در کاخ چانکایا برگزار کنید.

طرفین جهت انجام دیدار در کاخ گرد هم آمدند. طبیعتا آتاترک هم در این جلسه حضور داشت. پس از شرح وضعیت از سوی وزیر سفیر انگلستان اجازه صخبت خواست. ولی آتاترک خطاب به او گفت: به شما اجازه صحبت نمی دهم! سفیر با تعجب پرسید: به چه دلیل عالیجناب؟

آتاترک چنین پاسخ داد: شما دوست نزدیک من هستید. قطعا می خواهید با جانبداری از من سخن بگویید که در چنین وضعیتی موضوع بی طرفی در این امر مطرح نخواهد بود. بیایید ما دو نفر سکوت کنیم و حاضرین سخن بگویند!

آتاترک رهبری بود که قابلیت پیشگویی در خصوص وقایع را داشت. خاطره ای از فیروز کئسیم وزیر امور خارجه وقت را برایتان نقل خواهیم کرد: هنگامیکه جهت انجام ماموریت از پاریس که بعنوان کنسول در آنجا خدمت می کردم به آنکارا آمدم آتاترک از من خواست تا جهت صرف شام در کاخ چانکایا حضور داشته باشم. در آن روزها بحث زبان ترکی نوین مطرح بود. وقتی که وارد کاخ شدم در همین خصوص بحث می شد و برخی نیز جهت بیان نظرات به پای تخته سیاه می رفتند. آتاترک نمایندگان مجلس حاضر در آن جمع را به پای تخته فرا می خواند. در حالیکه من از دعوت شدن به پای تخته مضطرب بودم، آتاترک که همواره مودب و نسبت به کوچکترها رفتار خوبی داشت، برای اینکه دچار ناراحتی و اضطراب نشوم مرا به پای تخته صدا نکرد. ولی در حین بحث به یکباره از من پرسید: فیروز آن شخص مشغول چه کاری ست؟ در حالیکه دستهایم را به هم می فشردم گفتم: کدام شخص عالیجناب؟

آتاترک گفت که منظورشان لاوال نخست وزیر فرانسه است و افزود: "دوستان! این فرد به متفقینشان خیانت کرد. روزی فرا خواهد رسید که به کشورش نیز خیانت خواهد کرد و جریمه خیانتش را با گردنش پس خواهد داد."

همین گونه نیز شد و ده سال بعد لاوال بدلیل خیانت و به حکم دیوان حرب به دار آویخته شد!

با جملات نغزی از آتاترک نوشته را به پایان می بریم. رهبر کبیرمان می گوید:

"ابر مرد کسی است که چاپلوسی کسی را نکند، کسی را فریب ندهد. تنها مشاهده ضروریات واقعی کشور و حرکت به سمت همین هدف است. هر کسی افکار و عقاید خود را مطرح خواهد کرد. همگان سعی خواهند کرد تو را از راهی که در پیش گرفته ای بازدارند. مهم نیست. تو به راهی که در پیش گرفته ای ادامه بده. در هر قدم موانعی بر سر راهت پدیدار خواهد شد. ولی اگر تو خود را بزرگ نشماری و بر عکس کوچک و کم قدرت فرض کنی، از کسی و جایی طلب یاری و حمایت نداشته باشی، نهایتا از تمامی موانع عبور خواهی کرد. اگر در آن هنگام کسانی تو را ابر مرد بخوانند تنها نگاهی و تبسمی به این افراد کرده و خواهی گذشت.